اسكندر بيگ تركمان

1027

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر محاربه كه فيما بين جنود ظفر نشان گرجيان بىايمان بوقوع پيوست و ظفر يافتن جنود ظفر ورود [ 723 ] چون قورچى باشى بنوعى كه در فوق مرقوم قلم سحرساز و نگاشتهء كلك نكته پرداز گرديد روانهء گرجستان گرديد قورچيان عظام و غلام و تفنگچيان سركار خاصهء شريفه و امراء و عساكر عراق و آذربايجان و شيروان كه حسب الفرمان همايون بمرافقت او مأمور بودند فوج فوج و قشون قشون رسيده در هريورت جمعى ملحق ميشدند تا آنكه لشكر عظيم در اردوى قورچى باشى فراهم آمده روى به مقصد آورد و از آنطرف موراو با قشون خود و طهمورث و اتابيك خان ولد منوچهر خان والى مسق كه هر دو از بيم سپاه رزمخواه قزلباش در گرجستانات تابعه روم بسر برده هر كدام در گوشهء خزيده بودند در اين وقت به استظهار معاونت سردار و ترغيب موراو آمده به او پيوسته بودند و عظماء و اعيان بل عامه خلق گرجستان كارتيل و بقية السيوف كاخت با موازى بيست هزار پياده و سوار درهم آورده آماده رزم و پيكار گشتند . در روز دوشنبه بيست و چهارم شهر رمضان در موضع گومشلو از توابع ال گيت چاى تفليس فريقين را قرب جوار اتفاق افتاده از جانبين صف سپاه آراسته مستعد محاربه بودند چون شاه بنده خان و لشكر آذربايجان قريب شده روز ديگر داخل ميشدند سپاه قزلباش جنگ را جهت رسيدن شاه بنده خان در آن روز بتأخير انداخته شب نيز بميان درآمد و از طرفين محاربه دست نداده و گرجيان نيز در آن حوالى اقامت نموده از جانبين بمراسم پاس پرداختند . صباح روز سه شنبه بيست و پنجم ماه مبارك مذكور سپاه منصور صفوف قتال آراسته قورچى - باشى در قول و قرار گرفت امير كونه خان بچرخچيگرى معين گشت ميمنه و ميسره جنود اقبال بمبارزان معركهء كارزار استحكام پذيرفت از آنطرف گرجيان نيز رسيده به يكديگر تلاقى شدند و فيما بين جنگ عظيم درپيوست در اول حال كفره بهيئت اجتماعى پيش آمده بيكبار چرخچيان جنود قزلباش حمله نموده جنود چرخچى تاب صدمهء آن گروه انبوه نياورده و از يكديگر پاشيدند و امير كونه خان لحظهء پاى ثبات استوار داشته زخمهاى قوى يافت . چون بحسب اتفاق در محل مناسب جنك دست بهم داده بود و از ميمنه و ميسره جنود قزلباش معاونت دست نداد طايفه قاجار امير كونه خان را زخمدار از معركه بيرون بردند گرجيان در همان گرمى قتال بميان جوقه تفنگچى درآمده از صدمات آن گروه صفوف تفنگچى نيز متلاشى گشته جمعى كثير از جنود ظفر ورود خصوصا از گروه تفنگچى شربت شهادت چشيده سرخ رو بعرصه گاه جنان شتافتند و كفره چنان خيره شده پيش آمدند كه گروهى از ايشان از يكطرف كه مقابل كوبى نداشتند باردوى قزلباش درآمده در جانب اردو بازار دست بغارت و يغما برآوردند مردم اردو بازار و قلعه چيان و شاگرد پيشگان كه در اردو و بمحافظت اغرق مانده بودند بهم برآمده و شورش عظيم و برهمزدگى در اردو شيوع يافت چنانچه مردمان بيسر و پا و بيدولتان اوباش كه در اردو مانده بودند دست بغارت اموال يكديگر برآورده فرار بر قرار اختيار كردند اردو بيصاحب مانده ازين ممر اذيت و خسران بسيار بعساكر ظفر شعار رسيد چون مذكور شد كه در محل نامناسب جنگ اتفاق افتاده بود .